محمد تقي جعفري

73

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

ارزيابى قدرت خويش و بررسى عوامل اختيارى و اجبارى آن و قدرت طرف مقابل را از دست قدرتمند مىگيرد و او را از پاى در مىآورد . به اضافهء اين كه احساس و تجسيم و تلقين مزبور همواره و بدون استثناء مستلزم تورم فرد و طغيانگرى وى در برابر واقعيات مىباشد . به همين جهت است كه خداوند متعال هرگز خود قدرت را تحقير و قدرتمند را توبيخ ننموده است بلكه انسانهايى را توبيخ و تحقير فرموده است كه از قدرت سوء استفاده نموده و يا با احساس قدرت مطلق در خويشتن و تلقين و تجسيم آن . بناى طغيانگرى را گذاشته است : * ( كَلَّا إِنَّ الإِنْسانَ لَيَطْغى أَنْ رَآه اسْتَغْنى ) * ( 1 ) [ قابل ترديد نيست ] ( قطعى است كه هنگامى كه انسان خود را بىنياز ببيند ، طغيانگرى مىكند ) ملاحظه مىشود كه خود غنى و قدرت تحقير نشده است ، بلكه احساس داشتن قدرت و غناى مطلق است كه طغيانگرى را ببار مىآورد . اما اين كه احساس و تلقين و تجسيم قدرت مطلق بىاساس است ، دلايل روشنى دارد ، از آن جمله : موجوديت مادى آدمى است ، اجزاء حساس كالبد آدمى دائماً در معرض اختلالات دگرگون كنندهء جسمانى و فكرى است ، احتمال بروز اين اختلالات با نظر به ناآگاهى انسان از عموم مواد و پديده‌هاى مفيد و مضر و نقش اختلاف موقعيتهاى جسمانى ، كاملا منطقى است . چنان كه با خوردن يك غذاى نامناسب ، يا تصادفهاى شكنندهء تركيب مادى بدن ، كالبد جسمانى در معرض خطر است ، همچنين با كمترين تغييرات در فعاليتهاى مغزى ، تفكرات و اراده و تعقل آدمى در مخاطرات دگرگون كننده ميافتند ، از طرف ديگر باز بودن سيستم حوادث و رويدادهاى روابط اقوام و ملل و همهء انسانها با يكديگر ، با حفظ و ادامهء موقعيت خاص براى يك فرد و يك جامعه به هيچ وجه سازگار نمىباشد . مخصوصاً هراندازه كه روابط انسانها با يكديگر پيشتر و شديدتر باشد ، احتمال وقوع تأثير و تأثر بيشتر مىباشد . اگر براين دو عامل ،

--> ( 1 ) العلق آيهء 6